شهرداری را می توان به عنوان بزرگترین سازمان اجتماعی نام برد که مهمترین سرمایه آن اعتماد مردم است و اگر آن از بین برود کارایی و بهره وری این سازمان دچار اختلال خواهد شد. مولفه اعتماد اگر در بستر جامعه از شاخص بالایی برخوردار باشد می تواند زمینه ساز مهمی برای تعاملات اجتماعی بین مردم و دولت گردد که بر طبق تحقیقات رتبه شهرداری ها در کسب این اعتماد بسیار پایین است.
کلان شهر اصفهان با جمعیت بالغ بر 5 میلیون نفر و شهرداری آن ارگانی حکومتی که طبق آمار غیر رسمی بیش از 10 هزار نیرو رسمی و غیر رسمی در در دل خود جای داده است، پس ما خوب می دانیم کلید دار این شهر بودن کار سخت و دشواریست و این مسئولیت در تاریخ 25 شهریور سال 1400 بر عهده دکتر علی قاسم زاده گذاشته شد که از ابتدای تصدی این منصب با حواشی بسیار زیادی برای وی همراه بود، وی شعار اصفهان من شهر زندگی را برای دوران مسئولیت خود انتخاب کرد،که با توجه به وضعیت زیستی امروز در نصف جهان همیشه این شعار مورد انتقاد فعالان رسانه ای شهر اصفهان بوده است.
آقای شهردار می دانیم که نباید انتظار مدینه ای فاضله بدون عیب و نقص داشته باشیم اما حداقل ها را برای مردم این شهر می خواهیم و از شما به عنوان شهرداری که واژه انقلابی و جهادی را از ابتدا با خود یدک می کشیدید
انتظار داریم که باز هم حداقل نسبت به محل هزینه کرد بودجه و بیت المال در آخر دوره خود حساسیت بیشتری به خرج دهید.
*از اجرای برنامه های بی کیفیت فرهنگی با بودجه های میلیاردی گرفته که مهمترین دلیل آن انتخاب اشتباه معاونت فرهنگی می باشد
*تا اجرای فرضیه الهی نماز که از واجبات دین است و مردانی در لباس دین با امکانات بیت المال در ساعتی که باید در خدمت خلق خدا باشند در محلی دیگر از محل خدمت خود به اجرای این فریضه می پردازند *
*یا تقسیم وام های کلان با سودهای اندک بین مدیران و معاونان در حالی که کارگران زحمت کش مجبورند برای گرفتن وامی اندک برای خرج بیمارستان زن و فرزند خود در صف کمیسیون های مددکاری بایستند
*یا گزارش عملکردها و دیدارهایی که بی ثمر هستند ولی با بودجه بیت المال بر تخته شاسی ها خودنمایی می کنند تا تبدیل به رزومه مدیران مجموعه شوند
*یا سوء استفاده از نام شهیدان سرافراز در افتتاحیه ها برای رسیدن به مقاصد سازمانی یا حتی در مواردی اعمال نفوذ دلالان در ساخت و سازهای شهری و هزاران مورد دیگر که در این یادداشت مجال نوشتن آن نیست و همه آنها مصداق بارز سوء استفاده از بیت المال و عدم اعتماد عمومی مردم به این نهاد حکومتی می باشد،
*آقای شهردار آنهایی که نمی دانید یا پس از اجرا به شما اطلاع می دهند بر شما حرجی نیست اما آنها که می دانید و هنوز متولیان امر بر کرسی های مدیریتی خود تکیه زده اند و اقدامی نمی کنید باید گفت صد افسوس که جهنم نذری را برای خود خریده اید، شاید هم راه نفستان و دستان شما را باج خواهان و پدرخوانده های شهر بسته اند که اقدامی نمی کنید اگر اینگونه است رسانه های مستقل می توانند در این روزهای پایانی تصدی بر کرسی مدیریت شهر راه نفس شما را باز کنند تا نفسی تازه کنید.






