به گزارش آلاچیق خبر ، اعظم موسائی سنجری، یکی از معلمان خلاق آموزش‌وپرورش ناحیه دو اصفهان با بهره‌گیری از تجربه‌های آموزشی خود و بررسی دقیق نیازهای یادگیری دانش‌آموزان در مقطع ابتدایی، موفق به طراحی و ثبت اختراع ابزاری نوین برای آموزش مفاهیم پایه ریاضی شد؛ ابزاری که با عنوان «شادآموز» شناخته می‌شود و آموزش ریاضی را از قالب خشک، انتزاعی و مفهومی به تجربه‌ای ملموس، تعاملی و لذت‌بخش برای کودکان تبدیل می‌کند.

این بسته آموزشی که با تأیید وزارت آموزش و پرورش به ثبت اختراع رسیده، گامی نوین در مسیر تحول آموزش ریاضی به شمار می‌رود و راهکارهایی عملی برای معلمان دوره ابتدایی، به‌ویژه پایه اول، ارائه می‌دهد تا بتوانند مفاهیم بنیادین را به زبان کودکانه و در قالب فعالیت‌های جذاب به دانش‌آموزان منتقل کنند.

ابزار «شادآموز» با خارج کردن مفاهیم ریاضی از وضعیت انتزاعی، آن‌ها را به فعالیت‌هایی قابل لمس و تجربه تبدیل کرده است و دانش‌آموزان به‌جای تکرارهای خسته‌کننده و حفظ کردن صرف، با بازی‌های هدفمند، تمرین‌های ساختاریافته و سناریوهای ساده اما مؤثر آموزشی، مفاهیم را بهتر درک کرده و در فضای شاد، توانایی حل مسئله، خلاقیت و مهارت‌های عملی خود را تقویت می‌کنند.

این معلم نوآور درباره هدف خود از طراحی این ابزار آموزشی گفت: «دغدغه اصلی من این بود که ریاضی برای کودکان سخت و خسته‌کننده نباشد و مفاهیم ریاضی را در فضایی شاد و تعاملی یاد بگیرند و علاقه آن‌ها به درس و مدرسه بیشتر شود؛ همچنین معلمان بتوانند تدریس را با روشی آسان‌تر، خلاقانه‌تر و اثربخش‌تر انجام دهند.»

به گزارش آلاچیق خبر / اینجا مدرسه برای بچه‌ها باز باز است. صدای بابا آمد، بابا نان داد از یکی از کلاس‌های ابتدایی خزیده و تا چند متر آن‌طرف‌تر از کلاس شنیده می‌شود. کلاس آقا مهدی در طبقه دوم است. بچه‌هایی که کلاس اول را تمام کرده‌اند همه رفته‌اند توی کلاس او که ریاضی درس می‌دهد؛ اشکال هندسی و متر و سانتی‌متر به بچه‌هایی که از تحصیل بازمانده‌اند اما در کلاس او می‌توانند الفبای ریاضی را یاد بگیرند.

 خانه مشق خیلی وقت است برای این بچه‌ها حکم سقفی را پیدا کرده که برای این بچه‌ها عشق را مشق می‌کند و می‌توانند به این شکل تحصیل کنند. کلاس مهدی بیشتر از ۲۰ بچه دارد که پایه اول ابتدایی را رد کرده‌اند و رسیده‌اند به اینجا مهدی متولد ۱۳۷۸ و فارغ‌التحصیل علوم تربیتی و گرایش مدیریت آموزشی یکی از چند معلمی است که در این مدرسه بدون اینکه پولی دریافت کنند با عشق و علاقه وقت می‌گذارند تا به قول خودشان هیچ بچه‌ای از تحصیل بازنماند خانه مشق در حاشیه‌ای‌ترین نقطه اصفهان آنجا که کم‌کم از ساخت‌وسازهای شیک دور می‌شوی و به خانه‌های چندمتری توسری‌خورده و مردمانی می‌رسی که با فقر دست‌وپنجه نرم می‌کنند یک متر یک متر توسط خیرین خریداری شد تا هر ساله چندین کودک از همین محله را بتواند باسواد کند.

 قصه سید مهدی ساده و بی‌آلایش است. اینکه چطور پایش به اینجا رسیده معرفی یکی از همکارانش بوده است و او حالا دو سالی می‌شود که بدون هیچ چشمداشتی اینجاست و به قول خودش این‌ها خانواده‌اش شده‌اند.

لحظه‌ای هم شک کردی که در این شرایط اقتصادی بدون پول نمی‌شود کارکرد؟

اصلاً اتفاقاً به این فکر می‌کردم که با این وضعیت می‌شود پیشرفتی کرد وقتی بچه‌های ما که آینده‌ساز این کشور هستند از تحصیل باز بمانند؟ پس یک جایی یک نفر باید حتماً کوتاه بیاید تا مشکلات حل شود؛ وگرنه هیچ نتیجه‌ای عایدمان نمی‌شود. گذشته از اعتقادهایی که در این زمینه دارم تصمیم گرفتم در حد خودم و تا جایی که می‌توانم و از دستم برمی‌آید، فعالیتی برای بچه‌های بازمانده از تحصیل داشته باشم.

آن طور که مشخص است شما در مکان‌های بسیاری تدریس کرده‌اید و به‌هرحال طی‌کردن مسافت زیاد تا اینجا بدون اینکه هزینه‌ای دریافت کنید سخت است؛ آیا شده پشیمان شوید؟

خیر به‌هیچ‌وجه ببینید من در بالای شهر هم تدریس می‌کنم و اگر بخواهم احساس واقعی‌ام را دررابطه‌با این بچه‌ها بگویم این است که اینها مثل خانواده من هستند و آن‌ها فامیل درجه‌دو محسوب می‌شوند هیچ‌وقت از کارکردن و تعلیم‌دادن به این بچه‌ها خسته نمی‌شوم؛ چون احساس می‌کنم عشق را لمس کرده‌ام.

 طی این دو سال حتماً تلخی و شیرینی و خاطره‌های زیادی با بچه‌هایی که از محروم‌ترین قشرها هستند داشته‌اید. این تلخ‌وشیرین‌ها را تعریف کنید.

یکی از شیرین‌ترین خاطره‌هایم طی این سال‌ها مربوط به بچه‌ای بود که نه پدر داشت و نه مادر؛ ولی توانسته بود با یک سری اشیای بسیار ساده و خرید یک سری تجهیزات یک اسپیکر طراحی کند. این بچه در مقطع ابتدایی بود و در بهزیستی زندگی می‌کرد و باوجوداینکه از همه لحاظ کمبود داشت به‌عنوان یک استعداد به شمار می‌رفت که اگر روی او سرمایه‌گذاری می‌شد می‌توانست استعدادش شکوفا شود و برای این کشور شخص بزرگی بشود. مورد دیگر هم بچه‌ای بود که با اینکه سن زیادی نداشت، بدون اینکه معلمی داشته باشد طراحی‌های عجیبی می‌کرد و استعداد طراحی و نقاشی بالایی داشت و طراحی‌هایش سه‌بعدی بودند.

 تلخ‌ترین خاطره شما چیست؟

شاید بتوانم بگویم بازماندن یک دختر نابغه از تحصیل بدترین خاطره من طی این دو سال و اندی بوده که اینجا مشغول کار هستم. این دختر حتی در المپیاد فیزیک هم رتبه آورد و به‌عنوان یک استعداد درخشان شمرده می‌شد؛ اما به‌واسطه فرهنگ و فقری که در خانواده بود؛ مجبور شد از تحصیل دوری کند و تمامی آینده و دوران تحصیلش که درخشان‌ترین دوره بود از بین برود.

یعنی بعضی از این استعدادها زیر پوسته فقر مدفون می‌شوند بدون اینکه دیده شوند؛ درست است؟

دقیقاً یعنی اگر این استعدادها دیده شوند می‌شود به آنها به‌عنوان یک سرمایه نگاه کرد؛ اما متأسفانه برخی مواقع فرهنگ غلط خانواده‌ها و نادیده‌گرفته‌شدن این‌ها توسط جامعه باعث می‌شود با وجود استعدادهای بی‌شمار آینده‌ای برایشان متصور نباشد.

گفتید که در جاهای مختلف تدریس کردید. به‌هرحال اینها بچه‌هایی هستند که ممکن است با بچه‌های عادی تفاوت‌هایی داشته باشند. از لحاظ اینکه بچه‌های اینجا حتی از داشتن دفترچه مشق محروم‌اند و خانواده‌هایشان به‌قدری بی‌بضاعت هستند که ممکن است توانایی و قدرت خرید یک دفترچه مشق را برای آن‌ها نداشته باشند. این شکاف و تضاد به نظر شما چقدر تأثیرگذار است؟

به نظر من خیلی از بچه‌ها در این زمینه تأثیر نمی‌پذیرند. شاید کمی از درس دور و زده شوند، اما این فقر بیشتر خانواده‌ها را متأثر می‌کند تا خود بچه‌ها را آنچه مهم است اینکه استعدادهایی اینجا هستند که شاید در بالای شهر کمتر دیده می‌شوند. شاید نداشتن یک سری چیزها باعث شده است این بچه‌ها استعدادشان شکوفاتر شود؛ مثل بذری که در آن‌ها کاشته می‌شود و آن‌ها آماده بارور کردن این بذر هستند.

 پس برای بچه‌هایی که مثل خانواده‌تان هستند همه کار می‌کنید تا بتوانند استعدادهای درخشانی شوند.

بله دقیقاً در واقع این بچه‌ها بی‌شیله‌وپیله‌ترند و افاده خاصی ندارند و راحت‌تر می‌شود با آن‌ها ارتباط برقرار کرد و صادقانه‌تر ارتباط برقرار می‌کنند. من با این بچه‌ها زندگی می‌کنم و دوست دارم هر آنچه می‌توانم در اختیارشان بگذارم.

به گزارش آلاچیق خبر ، احمد مهربد پیش‌کسوتی است که بسیاری از دانش‌آموزان شهر اصفهان، از دهة ۴۰ تا ۸۰ نام او را به‌خاطر دارند؛ وی از گذران عمر خود در این زمینه احساس خوشحالی می‌کند؛ مصاحبه اجمالی با دبیر پیش‌کسوت اصفهانی را در ادامه می‌خوانید.

 درود فراوان جناب آقای احمد مهربد، خودتان را معرفی کنید.

با نام و یاد خدا. سلام! بنده احمد مهربد هستم؛ در سال ۱۳۱۸ در اصفهان متولد شدم؛ تحصیلات ابتدایی را در دبستان قدسیه در خیابان ابن‌سینا گذراندم و در مراحل بعدی سیکل و دیپلم گرفتم. در سال ۱۳۴۱ استخدام آموزش و پرورش شدم و سپس حین کار، در رشتة ریاضی لیسانس گرفتم. همچنین، موفق شدم رتبه‌ی دوم علمی بخش مثلثات را بین ۵۲ کشور از آن خود کنم و خدا را شاکر هستم که به من توفیق داده است تا بتوانم پنجاه سال از عمرم را معلم باشم!

 شیرین‌ترین تجربة معلمی شما چه روزی بوده است؟

در هر روز معلمی من، فقط شیرینی و عشق جریان داشت؛ پدرم دو نکته را آویزة گوش من کرد؛ اول این‌که «بچه‌ها مقدس هستند» و ازاین‌رو، من هیچ‌گاه بدون وضو سر کلاس نرفتم و دوم این‌که «با بچه‌ها مهربان باش و هیچ‌گاه آنان را کتک نزن.» در آن زمان تنبیه بدنی رایج بود، اما من هیچ‌گاه این کار را نکردم و هیچ دلیلی نمی‌توانست باعث عصبانیت من شود.

روزی ناظم مدرسه نبود و من باید این مسئولیت را قبول می‌کردم؛ چوب درخت اناری به من دادند و گفتند هرکس تأخیر داشت را بزن. ناگهان دیدم یکی از دانش‌آموزان، نیم ساعت دیرتر آمد؛ نگاهی به او کردم، کت بزرگی به تن داشت و دمپایی‌هایی از جنس لاستیک ماشین به پا کرده بود. وقتی چوب را بالا بردم، ناخودآگاه صدای پدرم در گوشم پیچید و چوب را روی پای خود نشاندم و به او گفتم که سر کلاس برود. سال ۱۳۵۹ که او را دیدم گفت صاحب چندین کورة آجرپزی در اصفهان و قزوین شده است و این خاطره را به یاد من آورد. از این بابت بسیار خوشحال شدم. می‌خواهم بگویم که هیچ‌کدام از کارهای یک معلم، دور از چشم دانش‌آموزان نمی‌ماند و بچه‌ها بیشتر از هرکسی متوجه مهر و محبت و خشم و کینة معلم می‌شوند.

 بیشتر در کدام مدارس فعالیت کرده‌اید؟

در مدارس زیادی تدریس کرده‌ام؛ مثل مدرسه ادب، صارمیه، مفتح، هاتف و شهید رجایی. اما نکته‌ای که وجود دارد این است که همواره داوطلب می‌شدم تا در مدارس محروم و کم‌برخوردار فعالیت داشته باشم؛ مدارسی که معلمان کم و دانش‌آموزان فقیر زیادی داشت و من از این‌که به آنها خدمت می‌کردم خوشحال بودم.

باتوجه‌به این‌که شما در زمان جنگ معلم بودید، خاطره‌ای از آن دوران دارید برایمان تعریف کنید؟

روزی از یکی از شاگردانم خواستم تا یک مسئلة ریاضی را پای تابلو حل کند؛ در کمال ناباوری دیدیم که از روشی جدید برای حل مسئله استفاده کرد، چنان‌که راه‌حل نُه خطی را در شش خط خلاصه کرد. من ایشان را بسیار مورد تحسین قرار دادم و گفتم چه‌بسا تو بهتر از من عملکردی! چندی گذشت و روزی این شاگرد رو به من گفت: «آقا ما می‌خواهیم به جبهه برویم.» این جملة او، حکم آخرین خداحافظی را داشت چراکه چند ماه بعد، خبر شهادتش را شنیدیم. پس از شهادت او، عکسش را در جای خالی نیمکتش گذاشتم. نه‌تنها او، بلکه بسیار دیگر از همکاران فداکار و شاگردان بااستعداد من، با عشق و صداقت تمام، به جبهه رفتند و شهید شدند.

گفتید که هیچ‌گاه در طول سال‌های معلمی خود عصبانی نشدید و هیچ‌وقت تنبیه بدنی نداشتید، واکنش شما در مقابل شیطنت‌های دانش‌آموزان چه بود؟

به عقیدة من، شیطنت سر کلاس فقط می‌تواند دو دلیل داشته باشد: دلیل اول این‌که دانش‌آموز اصلاً درس را نمی‌فهمد و واکنش را به‌صورت شیطنت نشان می‌دهد و دلیل دوم این‌که درس، خیلی برایش ساده و پیش‌پاافتاده است که در هر دو موقعیت، این معلم است که باید مهارت داشته باشد و از هنر رندانه‌اش برای جذب شاگردان استفاده کند. کلاس درس باید به‌گونه‌ای باشد که دانش‌آموزان از اول تا آخر درگیر جریان یادگیری باشند و خسته نشوند.

اگر به عقب بازگردید، آیا دوباره معلمی را انتخاب می‌کنید؟


اگر هزار بار دیگر به عقب برگردم، باز هم معلمی را انتخاب می‌کنم و روزبه‌روز بر این امر مصمم‌تر می‌شوم؛ حالا بعد از سال‌ها خدمت به بچه‌های این مرزوبوم به هرکجا که پا می‌گذارم ثمرة تلاش‌هایم را در قالب انسان‌هایی موفق می‌بینم. وقتی می‌بینم یک جمله یا یک حرکت کوچک من چه تأثیری روی شاگردانم داشته است تمام خستگی‌هایم در می‌رود. برای مثال روزی در یکی از بیمارستان‌های تهران جراحی داشتم و فهمیدم که رزیدنت آن بخش، از شاگردان من بوده است. این‌طور، معلم ثمرة تلاش‌هایش را جلوی چشمش می‌بیند.

باتوجه‌به این‌که در آستانه‌ی انتخاب رشتة دانشگاه‌ها هستیم، آیا به کنکوری‌ها توصیه می‌کنید که این حرفه را برگزینند و قطرة کوچکی از دریای معلمی شوند؟

سه چیز را مردم باید خوب بدانند و این را در وجودشان نهادینه کنند. اول این‌که پول، همه‌ی زندگی نیست و فقط یک وسیله است. دوم این‌که خوب‌بودن، انسان بودن و جوانمرد بودن است که مهم و ماندگار است وگرنه دانشگاه را که همه قبول می‌شوند؛ و سوم این‌که، تنها عشق است که باعث می‌شود شما بتوانید سختی‌های یک مسیر را تحمل کنید و ادامه دهید.

پس اگر کاری را عمیقاً دوست ندارید واردش نشوید. معلمی با تجارت فرق می‌کند. معلمی فقط عشق است و دوست‌داشتن، اگر غیر از این باشد خسته‌کننده است. من چنان علاقه‌مند به این حرفه بودم که حتی روزهای پایانی اسفندماه، درحالی‌که تمامی مدارس تعطیل شده بودند، مشغول درس‌دادن بودم و لحظه‌ای از پای نمی‌نشستم.


چه توصیه‌ای برای مسئولین آموزش و پرورش دارید؟

 بچه‌های ایران خیلی باهوش و بااستعداد هستند و اگر زمینه و امکانات مناسب برای آن‌ها فراهم شود، در همه‌‌جای دنیا می‌توانند زبانزد باشند. درد است که یک دانش‌آموز به دلیل فقر نتواند درس بخواند چراکه فرزندان ما لایق بهترین‌ها در زمینه‌ی آموزش هستند. خواهش می‌کنم در این زمینه، همه‌ی تلاش و همت خود را به کار بگیرند.


 سپاس بیکران از این‌که وقت ارزشمندتان را در اختیار ما گذاشتید. مشتاقانه منتظر شنیدن توصیه‌های پایانی شما برای جامعة معلمان هستیم.

خودسازی ارزشمندترینِ چیزهاست! یک معلم قبل از هر چیز، باید خودش را بسازد و با هدف‌های عالی و نیت خالص سر کلاس برود. خطاب به معلمان عزیز می‌گویم که اگر صبح سر کلاس می‌روید، نیتتان این باشد که بگویید خدایا، بر زبان من چیزی جاری کن که به نفع بچه‌های کشورم باشد. همه‌ی شما را به خدای بزرگ می‌سپارم.


گفتنی است این مطلب نخستین‌بار در شمارۀ ۲۴۹ نشریۀ پرتو مهر (شهریورماه ۱۴۰۲) منتشر شده است.

به گزارش الاچیق خبر ، محمدرضا نظریان، رئیس گروه تحقیق و پژوهش این اداره کل در گفت و گو با روابط عمومی ضمن گرامیداشت هفته پژوهش و فناوری اظهار داشت: گروه تحقیق و پژوهش استان اصفهان با سه مأموریت مهم تحت عناوین شناسایی مسائل و مشکلات حال و آینده آموزش و پرورش استان، تصمیم‌سازی جهت ارتقای عملکرد مدیریتی و توسعه فرهنگ تحقیق و پژوهش، در آموزش و پرورش مواجه است.

وی با اشاره به مشکلات حال و آینده آموزش و پرورش ادامه داد: شناسایی مسائل و مشکلات حال و آینده آموزش و پرورش استان اصفهان باتکیه‌بر نیازسنجی مبتنی بر مسئله، انجام درست پژوهش و کاربست یافته‌های پژوهش برنامه‌ریزی‌شده است.

نظریان افزود: در تصمیم‌سازی جهت ارتقای عملکرد مدیریتی استان برنامه‌ریزی کرده‌ایم تا طرح‌ها و برنامه‌های در حال اجرای استان را پایش کنیم و نتایج آن را جهت اصلاح یا اخذ تصمیمات بهتر در اختیار مدیران استان اصفهان قرار دهیم.

رئیس گروه تحقیق و پژوهش اداره کل آموزش و پرورش استان اصفهان نهادینه‌کردن امر پژوهش در مدارس را به‌مثابه یک امر تربیتی عنوان و اضافه کرد: رویکرد حال حاضر این است که توسعه فرهنگ تحقیق و پژوهش و پژوهش‌محوری را در سطوح مختلف مدیریتی از خرد تا کلان استان به‌ویژه در مدارس حاکم کنیم تا معلمان استان برنامه درسی خود را مبتنی بر پژوهش تنظیم کند که این امر بروز خلاقیت و توانمندی دانش‌آموزان به دنبال خواهد داشت.

وی با اشاره به اینکه پیش‌گامان ایران قوی، مدرسه قوی است، ابراز داشت: در سند تحول بنیادین زیر نظام پژوهش و ارزشیابی است که بر اساس آن فعالیت‌های پژوهشی سطح استان برنامه‌ریزی می‌شود.

نظریان افزود: آزمون تیمز ۲۰۲۳ از جمله برنامه‌هایی است که ذیل زیر نظام پژوهش و ارزشیابی سند تحول در ۲۰ منطقه و ناحیه استان برگزار شد که در آن روش‌های تدریس و میزان یادگیری دانش‌آموزان در دروس ریاضی و علوم پایه‌های چهارم و هشتم رصد شدند.

رئیس گروه تحقیق و پژوهش اداره کل آموزش و پرورش استان اصفهان اظهار داشت: کارگاه‌ها و وبینارهای تخصصی با موضوع تحقیق و پژوهش و با رویکرد سند تحول و در سطوح مختلف، منطقه‌ای، استانی و کشوری در استان اصفهان برگزار شد که با استقبال خوبی هم روبه‌رو شد.

وی خاطرنشان کرد: شورای تحقیقات آموزش و پرورش یکی از ارکان تصمیم‌سازی‌های استان است و در عرصه پژوهش سرمایه‌گذاری می‌کند که در آن تعاملات بسیار خوبی با مراکز آموزش عالی و اعضای هیئت‌علمی آنها نظیر دانشگاه اصفهان شکل گرفت و اساتید مجرب استان در کارگروه‌ها و کمیته‌های تخصصی همکاری بسیار مطلوبی را با استان اصفهان شکل داده‌اند.

آب و هوا

مزایده املاک مازاد مخابرات

شرکت گاز استان کردستان

شرکت گاز استان کردستان

شرکت گاز استان کردستان

آخرین اخبار
اقتصادی
تیر 08, 1405
به گزارش آلاچیق خبر به نقل از پایگاه تحلیلی خبری ایراسین؛ مجمع عمومی عادی سالیانه این شرکت ۱۳ خردادماه با حضور سهامداران برگزار شد و در آن عملکرد ...
اقتصادی
تیر 08, 1405
در این نشست، اکبر پولادی نماینده مردم شهرستان لنجان در مجلس شورای اسلامی و علیرضا بصیری فرماندار شهرستان لنجان نیز حضور داشتند و پیرامون مسائل و ...

Please publish modules in offcanvas position.