به گزارش آلاچیق خبر ، مرضیه آقاخانی از معلمان خلاق استان اصفهان است که در یکی از مطالب شمارۀ ۲۵۸ ماهنامۀ پرتو مهر روایت یکی از تجربیات تحولی خویش را به رشتۀ تحریر درآورده است. در ادامه، این تجربۀ تحولی را با هم مرور خواهیم کرد:
تغییر و تحول، رخدادهایی هستند که از تصمیمات فردی یا اجتماعی سرچشمه میگیرند و عموماً باعث شادابی و پیشرفت در زندگی و کار میشوند. از رهرو این اتفاق است که هر انسان خواهان رشد و ترقی و گریزان از روزمرگی، با تفکر در مورد چالشهای موجود و با ایجاد تحولاتی هرچند اندک، میتواند گامهایی برای دستیابی به اهداف مهم بردارد.
حال این پرسش پیش میآید که آیا این تغییر و تحول مخصوص زندگی و کار افراد است و سازمانها و نهادهای دولتی و غیردولتی را در بر نمیگیرد؟ با اندکی تفکر، میتوان به این گزاره پاسخ مثبت داد؛ زیرا سازمانها و نهادها هم برای رسیدن به رشد و تعالی از این قاعده مستثنی نیستند و لازمۀ ترقی و پیشرفت آنها، شناسایی چالشهای موجود و ایجاد تحول برای رفع این چالشها و حرکت به سوی آیندهای روشن است.
مدارس، که نهادهای کوچکی از جامعه هستند، نیز شامل این قاعده میشوند و شناسایی اموری چون چالشهای موجود و حرکت به سوی ایجاد تحول، میتواند آنها را در پیشبرد اهداف و سوق به چشمانداز والاتر رهنمون شود. در این میان، برخی مدارس دست به اقداماتی متفاوت و نوآورانه میزنند تا تحقق یک یا چند مورد از اهداف تربیتی را تسهیل کنند. مدرسۀ ناطق اصفهانی، یکی از این مدارس است که دست به خلق ایدهای جذاب زده است.
بر همگان مبرهن است که کتاب و مطالعه، نقشی اساسی در ارتقای سطح علم و فرهنگ در جامعه دارد و زمینهساز رشد فکری، اعتقادی، شخصیتی و اخلاقی دانشآموزان خواهد شد. درعینحال، مسائلی مانند بیمیلی به مطالعه و فقدان رغبت کافی برای انجام این کار توسط کودکان و نوجوانان و همچنین، قیمت گران کتابها - که خود دلیلی برای حذفشدن این کالا از سبد مصرفی خانوار شده است- باعث کاهش توجه دانشآموزان به مطالعه شده است. کتاب و کتابخانه در بیشتر مدارس وجود دارد و حتی گاه معلمان در کلاسها، اقدام به تشکیل کتابخانههای کلاسی میکنند. اما با این وجود، در دانشآموزان میل و رغبت واقعی نسبت به مطالعه وجود ندارد و بسیاری از آنها با اجبار اقدام به دریافت کتاب از کتابخانه میکنند.
شاید با برگزاری مسابقات کتابخوانی و خلاصهنویسی کتابها بتوان اندکی به این میل و رغبت افزود؛ اما باتوجهبه اینکه همۀ دانشآموزان توان شرکت در مسابقه را ندارند، این موارد نیز گاه کمک شایانی به تغییر دیدگاه دانشآموزان نمیکند. بنابراین باید به سراغ ایدههایی جذاب و خلاقانه رفت تا با فراهمکردن امکانات و فرصتهای مطالعاتی جدید، بتوان این نسل تنوعطلب را به سمت دوستی و رفاقت بیشتر با کتاب سوق داد.
برای حل مسئلۀ ایجادشده، نخست دست به افزایش اطلاعات خود زدیم و با انجام تحقیقاتی دربارۀ علایق و نیازهای مختص سن نوجوانی، تلاش کردیم تا نکاتی را که برای ایجاد حس علاقه و جذابیت در این سن مؤثر است دریابیم. با این کار، مشخص شد که «کافهها» از جمله فضاهای مورد علاقۀ نوجوانان و جوانان هستند که امکان گفتوگو و وقتگذراندن با دوستان را برای آنها فراهم میکند. بنابراین، به این نتیجه رسیدیم که وجود چنین فضایی در دل مدرسه، میتواند تأثیر مثبتی روی دانشآموزان داشته باشد. برای انجام این کار، تصمیم گرفتیم یکی از کلاسهای بلااستفادۀ مدرسه را به مکانی زیبا، جذاب و دوستداشتنی برای مطالعۀ دانشآموزان تبدیل کرده و ایدۀ کافه کتاب را در این کلاس، اجرایی کنیم.
با یاری خداوند متعال، این طرح با استقبال خوبی از سوی دانشآموزان، همکاران و اولیاء همراه و مکان جالب و جذابی برای مطالعه فراهم شد. با فراهمشدن این فضا، کافه کتاب در هر هفته، میزبان یک زنگ از درس فارسی هر کلاس است و بچهها را به مطالعۀ آزاد دعوت میکند.
علاقۀ دانشآموزان به این مکان، موجب شده تا بخواهند ساعات بیشتری را در آرامش و سکوت به مطالعه بپردازند و از دانستهها و آموختههایشان برای یکدیگر صحبت کنند. همچنین، با نصب دیتاشو در کافه، به پخش فیلمهای آموزندۀ کودک و نوجوان و نقد و بررسی آنها پرداختیم و این طرح نیز با استقبال خوبی از سوی دانشآموزان مواجه شد.
علاوه بر موارد فوق، در روزهایی که آلودگی هوا مانع تشکیل کلاس ورزش بچهها در حیاط میشد، کافه کتاب میزبان دانشآموزانِ آن کلاس بود. بچهها، در این زنگ به انجام بازیهای فکری مشغول میشوند و ضمن صرف پذیرایی مختصری، اوقات خوشی را سپری میکنند. همچنین برای اجرای فعالیتهای پرورشی شامل نمایش و سرود نیز میتوان از این فضا استفاده کرد.
راهاندازی یک مکان شاد و زیبا، سبب شده تا ضمن دنبالکردن اهداف آموزشی و فرهنگی بسیار، با ایجاد تحولی هرچند کوچک، حال خودمان و دانشآموزانمان را بهتر کنیم و فضایی فراهم کنیم تا دانشآموزان از حضور در مدرسه لذت ببرند.






