به گزارش آلاچیق خبر ، اولین روزهای ورود به مدرسه و در مجموع ورود به هر مقطع تحصیلی و شغلی خاطراتش در ذهن افراد ماندنی است و جایگاه ویژهای دارد. خاطرات این ایام به دلیل تازگی داشتن و ورود به فضای جدید با بقیه خاطرههای زندگی متفاوت است. خاطراتی که گاه شیرین و گاهی تلخ و فراموشنشدنی است.
در مقاطع مختلف تحصیلی بهویژه کلاس اول ابتدایی نقشآفرین این خاطرهها معلمها و دوستان جدید همکلاسی هستند که در این برهه از زندگی نقشآفرینی میکنند. اما نقش معلم در این میانه پررنگتر است. با ورود معلم به صحنه زندگی کودکان خاطرات این همسفر چند ساله در زندگی آنان از اولین روز رقم میخورد. در این همراهی چند ساله کوچکترین حرف یا حرکت یا تبعیضی تا آخر عمر در ذهن کودک باقی میماند و نقش میبندد و او فراموش نخواهد کرد.
هر چند بهخاطرآوردن و مرور این خاطرهها بیشتر مواقع ساده و پیشپاافتاده به نظر بیایند ولی هر یک از این خاطرات گاهی بهتنهایی سبب میشود تا تأثیر زیادی در ذهن و رفتار آن کودک یا نوجوان تا آخر عمر باقی بگذارد و این مسوولیت معلمان عزیز را نسبت به دانشآموزان بیشتر میکند تا مراقب کوچکترین اعمال و رفتار خود نسبت به کودکان در مسیر پر نشیبوفراز مدرسه و کلاس درس باشند.
همیشه خاطرات اول مهر را از دانشآموزان نقل میکنند اما امروز خاطرهای از مصطفی جهانمردی یکی از معلمان بازنشسته شهرضا نقل میکنیم که ۶۱ سال قبل در چنین روزی پا به کلاس اول گذاشت.
۶۱ سال حسرت برای یک کتاب رنگی
مصطفی جهانمردی در گفتوگو با خبرنگار فارس به ۶۱ سال قبل بازمیگردد و با یادآوری خاطرات آن روز میگوید: ۶۱ سال قبل در چنین ایامی کلاس اول ابتدایی در دبستان کیان شهرضا رفتم. ساختمان این مدرسه راهرو و کریدور نداشت و همه کلاسها رو به حیاط بود. محل آن در فلکه ژندارمری آن روزها بود فعلاً بهجای آن یک هنرستان بنا شده است.
وی ادامه داد: تنها خاطرهای که از آن سال به قول امروزیها از روز شکوفهها برایم ماندنی شد و عمری مواظب بودم از طرف من برای کسی پیش نیاید این بود که برای کتابهای فارسی صفحات داستانی اول کتاب را برای اولینبار بهصورت رنگی چاپ کرده بودند و بهصورت یک کتاب کوچک جداگانه به بچهها میدادند. یک دسته از آن را برای کلاس ما آوردند و بین یکایک بچهها توزیع کردند ولی نوبت به من که رسید آن کتاب کوچک تمامرنگی که بعدها در اول کتابهای کلاس اول ضمیمه شد؛ تمام شد و به من نرسید.
جهانمردی میگوید: گفتند اشکالی ندارد فردا برایت میآوریم و من هر روز انتظار گرفتنش را میکشیدم ولی آن فردا هرگز نیامد و من هیچوقت موفق به دیدار آن کتاب کوچک که سایر همکلاسیها داشتند، نشدم.
این معلم بازنشسته ادامه میدهد، امروز که ۶۱ سال از آن روز میگذرد، هنوز در فکر دیدن آن کتاب قشنگ هستم، هر چند کسی به فکر این نبود که شاید کودکی انتظار گرفتن و داشتن آن کتاب را مانند همکلاسیهایش میکشد. به همین دلیل در تمام دوره معلمیم همیشه مواظب بودم که چنین تبعیضی از طرف من برای هیچ دانشآموزی پیش نیاید که امیدوارم اینچنین بوده باشد.
وی تصریح میکند، به این بهانه شروع سال تحصیلی را به تمامی معلمان و دانشآموزان تبریک عرض کرده و برای دوستان همکار آرزومندم زیباترین نقش و خاطره را در ذهن پاک کودکان و نوجوانان باقی بگذارند.
مصطفی جهانمردی، معلم بازنشسته شهرضایی، ۳۰ سال خدمت در آموزش و پرورش علوم اجتماعی آن زمان را که شامل تاریخ، جغرافیا و علوم اجتماعی بود را تدریس میکرد و هنر نیز چاشنی درسهایش بود و به اعتراف مردم شهرش قبل از اینکه معلم درسی باشد معلم اخلاق و زندگی است.






